سيد علي اكبر قرشي
267
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
و نيز فرمايد : بدانيد بندگان خدا ، مؤمن ، امسال حرام مىداند چيزى را كه سال گذشته حرام مى دانست « و لكنّ الحلال ما احلّ الله و الحرام ما حرّم الله » خ 176 ، 254 حرمان : محروم شدن . و آن سه بار در « نهج » ديده مىشود : « قرنت الهيبة بالخيبة و الحياء بالحرمان و الفرصة تمرّ مر السحاب » حكمت 21 ، ترس با نوميدى و حياء با محروميت مقارن شده است ، فرصت مانند حركت ابرها از دست مى رود ، يعنى انسان اگر از طرف مهابت داشته باشد اين سبب نا اميد بودن وى از رسيدن به مطلوب است و نيز مقيّد بودن و شرم كردن سبب محروم بودن از رسيدن به آمال مىشود ، اين كلمه در حكمت 67 و در نامهء 31 نيز آمده است . حرمة : به ضم اوّل احترام . عظمت « الحرمة ما لا يحلّ انتهاكه » و آن پنج بار در « نهج » يافته است . در رابطه با اصحاب جمل فرموده : « فخرجوا يجّرون حرمة رسول الله ص كما تجرّ الامة عند شرائها » خ 172 ، 247 ، از مكه خارج شدند حرمت رسول خدا ( عائشه ) را با خود مى كشيدند مانند كشيدن كنيز به وقت خريدنش . و نيز فرمايد : خداوند بعضى از چيزها را حرام كرده روشن و بعضى چيزها را حلال كرده بدون شبهه ، « و فضّل حرمة المسلم على الحرم كلّها » خ 167 ، 242 و احترام مسلمان را بر همهء احترامها برتر كرده است ، على هذا « حرم » - به ضمّ اول و فتح دوم جمع حرمة است « حرام » نيز به معنى حرمت و احترام آيد « البيت الحرام » حرم ( بر وزن شرف ) نيز به معنى محترم و چيزى كه هتك حرمتش جايز نيست مى باشد چنان كه مى گوئيم مكهّ و حوالى آن حرم است و آن مقابل « حلّ » مى باشد در رابطه با رسول اكرم صلّى الله عليه و آله فرموده : « و شجرته خير الشجر نبتت فى حرم و بسقت فى كرم » خ 94 ، 139 ، خانوادهء او بهترين خانواده است در نسل محترمى به وجود آمده و در كرامت بالا رفته است دربارهء كعبه فرموده : « جعله الله سبحانه و تعالى للاسلام علما و للعائذين حرما » خ 1 ، 45 محارم : حرامها و آن جمع محرم ( بر وزن مقصد ) به معنى حرام است همچنين است محرّم و محرمّات « حريم » هر محلى است كه حمايت و حفظ آن لازم است « حريم الرجل »